
بگذار امواج دنیا تو را با خود ببرد...
حتی اگر تو را به عمق دریا برد...
آن ماهی که روی آب شناور است...
مرده است!

چقدر خوشحال بود شیطان......!
وقتی سیب را از درخت چیدم.....!
گمان میکرد مرا فریب داده است.....!
نمیدانست تو از من پرسیده بودی:
مرا بیشتر دوست داری یا ماندن در بهشت را؟؟؟
دیگه دستات مال من نیست
حتی یاد ت مال من نیست
مال من نیست
یاد من نیست
یاته زیر بارون قدم میزدیم خاطرات مونو ورق میزدیم
دیگه نیستی به یاد من
نمی خوام باشی کنار من
تو که با من نمو ندی
چرا قلبمو سوزوندی
شدی با من غریبه
همه حرفات فریبه
من دیگه نمیخوامت
از جلو چشمام برو
این تو بودی که میگفتی میمیرم بی تو
سرت خیلی شلوغه نه
میدونم اینو
چقد ساده بودم که خوردم گول تورو
خیلی حقه بازی حالم ازت بهم میخوره
دیگه نمی خوامت افشین ازت متنفره
فقط یک سوال دارم بگو چی بود بدی من
من که با تو بودم بهونه هات الکی بود نه
تو که میگفتی من نباشم رگتو میزنی
پس چی شد چرا حالا داری قیدمو میزنی
حالا یادم نمیره منو بازی دادی
عشقمو فروختی به یک چیز مادی دادی
اخه چرا با کارت بهم ضربه میزدی
فقط سکوت میکری و حرف نمیزدی
تا اینکه خودم تو ور دیدم با اون زیر بارون با دیدنش شدم داغون
دیگه رفتی واسم لا به لای خاطراتم
دیگه دوست ندارم یک لحظه با تو باشم
واسه خاطر تومن که به هر دری زدم
من که مثل تو با احساسات بازی نکردم
ولی هرکاری کردم که تنهام نذاری
با اینکه میدونستم اصلانا دوستم نداری
همش یادم من میمونه که میگفتی مال منی فقط
تازه فهمیدم حرفات دروغ بوده همش
برو ولی حرفات یادم میمونه
بگو کی غیر من پای عشقت میمونه
داغ دلم من تازه میشه وقتی اسمت میاد
وقتی میگی با کسی نبودی حرصم میاد
دیگه حرف نزن
سکوت کن
خاطراتمو تو ذهنت مرور کن
هرچی بین من و تو بود تموم شد
حیف وقت من که پای تو حروم شد
گونه هام خشکیده کاری کن
غیر گریه مگه میشه کاری کرد
کاری از ما برنمیاد زاری بکن
اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد
تا قیامت دل من گریه میخواد
به سلامتی اون دختری که وقتی تو خیابون نگاهش به یه پسر
خوشتیپ و خوشگل میفته
بازم سرشو میندازه پایین و زیر لب میگه: اگه آخرشم باشی
انگشت کوچیکهٔ عشقم هم نیستی ...
نسل خوابيــــدن با اس ام اس ،
نسل درد و دل با غريبه هاي مجازي ،
نسل کارگران پير مو رنگ کرده براي جواني و پيشنهاد کار ،
نسل جمــــله هاي کوروشـــــ و دکتــــر ،
نسل فتوشــــــــــــاپ ،
نسل دفاع از فاحشه ها....نسل ترس از رقصِ نورِ ماشین پلیس
نسل ترس از نرسیدن به یار
نسل عشق های پنهان
نسل غم
نسل اندوه
نسل ســـــــــــوخته ، نسل مـــن ، نسل تــــو !
دیگه بسه هرچی از دنیا کشیدم
تو هوای بی کسی نفس کشیدم
دلی که شاد و عزیز بود گریه داره
دل بی کسم یک دنیا غصه داره
غصه داره
اینقدر غصه دلم خورده که انگار خدا دوستم نداره
اینقدر غم تو دلم بوده که دلم همیشه غصه داره
دیگه کوچه های تاریک صدام شده پر سیاهی
تو راه عشق و عقلم موندم سر دوراهی
دو راهی
تا همین جا دنیا بسه
نمیخوام سیاه باشم
وسط تاریکی شب من میخوام ستاره شم
تو غربت یک خنده من میخوام بگم بخندم
واسه ی لحظه ی اخر چشمامو اروم ببندم
طبیعی بود همه کارات چه خوب بود حالم من با تو
چه جوری این همه مدت نفهمیدم یک بازیه
همه ی عکس های روی دیوار برای صحنه سازیه
یک جوری وانمود کردی که گفتم عشقم من اینه
همونی که همه حرفاش دروغم باشه شیرینه
تو ثابت کردی میشه که به خوب بودن تظاهر کرد
با تکرار دوستت دارم همیشه حفظ ظاهر کرد
وابستگی هامو کشیده ی روی این صحنه
ببین دلواپسی هامو کنارم روی زمین پهنه
چقد دیر دست تو رو شد
حالا که خالیه دستام
دیگه من پشت این صحنه چقد داغون چقد تنهام
یک جوری وانمود کردی
که گفتم عشقم من اینه
همونی که همه حرفاشم دروغ باشه شیرینه
تقدیم به بهترینم
ویرون نشو!ای دربه در
منوبگیر ازهمهمه
منوبه خلوت ببر
معجزه کن خاتون من!
تولدی دوباره کن
منوببربه حادثه
شبوپرازشراره کن
ستاره پرپرمیکنی
ای نازنین گریه نکن
پروانه اتیش میزنی
تو ای چنین گریه نکن ای شب نشین گریه نکن
گریه نکن گریه نکن
خاتون هم گریز من
برای این دربه در بی سرزمین گریه نکن
حالاقدرتومیدونم نازنینم
دنیابدون تویعنی مرگ
باورم نمیشه نه باورم نمیشه تونیستی
درکنارم
غبارپشت شیشه دیگه رفتی ولی دلم هنوزباورنداره
حالاراه تودوره دل من چقدصبوره
کاشکی بودی ومیدیدی زندگیم چه سوت وکوره
ازغم نامردیها بغض هادرسینه دارم
شانه هایت رابرای گریه کردن دوستت دارم
خیال کردم توهم دروادی عشق اسیرحسرت ورنج وبلایی
ندونستم توبی مهرووفایی نفهمیدم گرفتار هوایی
ندونستم پس دیدار شیرین نهفته چهره ی تلخ جدایی
توکه گفتی دلت عاشق ترینه دلت عاشق ترین قلب زمینه
همیشه مهربون بادل من برای قلب تنهام همنشینه
چراپس دل به تیربی وفایی شده قربانی ات بی خون وبهایی
زبس ازاردادی روز وشب
دل دیوانه اخرشد عاقل
دل دیوانه اخر شد عاقل
دست برداشت زامیدخیالی خام وباطل
من تااخرین لحظه منتظرت میمونم میدونم توهم دوستنداشتی ازم جدابشی من به حسم اعتقاد دارم وحسم میگه یک روزی دوباره توررا درکنارم میبینم
من موندم این درد دوری خسته ام ازاین عشق صبوری
اواره دیوانه ام بس کن سرگشته ی میخونه ام من بس کن
من موندم دلی پرازخون توشهرجنون یک غریبه ی خسته ام
توبی خبرازحال منی دست نزن که یک جام شکسته ام
من اسیرتوشدم ای که بسی ازمن
داغ اتش رانزن برروی خاکسترمن
م دوستت دارم
ای خط دلتنگی ازبغض تاگریه
بامن صبورانه سرکردی وساختی
اما چه بی حاصل درداو نشناختی
تازندگی بود قصه همین بود پشت سرخورشید شب درکمین بود
ماهردوبازیچه هردونیرنگ قربانی یک بت سر تاپاازسنگ
توبت پرست اما من بت شکن بودم بایدبت میمرد جایی که من بودم
بت خانه شد معراج عشق تو فرمان بت این بود ازعشق دل کندن
بت راشکستم من بت خانه شد خالی
باخودتورابرد ان پوچ پوشالی
قربانی بت شد ایمان و پیوندم
من هم زجای خویش بت خانه راکندم اکنون نه بت مانده نه امروزی نه فردایی
این بت شکن موند بازخم تنهایی
تقدیم به کسی که بی صبرانه منتظربرگشتش هستم
میان زندگی بامرگ پل ویرون وباریک است
مرادریاب پیش ازمرگ که مرگم سخت نزدیک است
فقط یک چهره خسته ام میان چهارچوب قاب
به مرگم یک نفس مونده دراین فرصت مرادریاب
عبورلحظه های عمر دلیل پیری من نیست
فرارازمن که توهستم مگردرخود شکستن نیست
من به دست خود شکستم هرچه پروردم
ولی دراین قمارتلخ به خود بیش ازتوبدکردم
یاداریم وهیچ کدوم میل به شنفتن نداریم
همه حرف های منو تو تکراری شده
خونه قلب منو تو جای بیذاری شده
من پریشون وتوگریزون
زندگی ساکت وسرد
خونه ی مامثل زندون پرحسرت پر درد
خونه مامثل زندون پرحسرت ودرد
اسمون روسرم ابرگریون شدورفت
عشق وامیدو غرور
رفت وداغون شد ورفت
تقدیم به بهترین کس زندگیم
دراوج درد
باتونفس کشیدن میشد تکرار
ای کاش امروزمیشد درچشم توغزل خواند
باردیگرتورادید ونام توراعشق خواند
باتوشدم من اباد دستان تومراساخت
مشکل زدستم اورد امابه هیچ مرا باخت
بس کن نزن تبربرشانه هام که خسته ام
این زخم اولین بود یازخم اخرین است
تقدیم به کسی که هنوزعشقش توقلبمه
دراوج درد
عاشقی به مانیومد
بانوی عزیزعشقم
بدترازهمه دراومد
چه شبهایی گریه کردم
توبه حالم خنده کردی
اغوش خداحافظی رو هم حوصله نکردی
نه نه توعاشقم نبودی مشتت واشده پیشم
دیگه دارم توهق هق گرگ بارون زده میشم
اشتباه بود اشتباه بود
دل بستن به توگناه بود
دل بستن به توگناه بود
تقدیم به کسی که دوماه شده ازش خبری ندارم
| ϰ-†нêmê§ |